X
تبلیغات
رایتل

خرده اندیشه

نوشته‌ها، ترجمه‌ها و اندکی از اندیشه‌های پراکنده‌ی من

جمعه 26 خرداد 1396 ساعت 04:24

شماره‌ی ششم فصل‌نامه‌ی "فصل‌ علم و خیال"


با درود،

شماره‌ی ششم فصل‌نامه‌ی "فصل‌ علم و خیال"، تقدیم به دوستان.


لینک دانلود 1


لینک دانلود 2



 


ادامه مطلب
جمعه 5 خرداد 1396 ساعت 20:19

توانایی زبان پارسی

پیش از آغاز، نخست مقاله‌ی دکتر حسابی پیرامون توانایی زبان پارسی رو بخونید.
و اما؛ شوربختانه امروز زبان پارسی در مقایسه با زبان انگلیسی و عربی خیلی عقب افتاده که به نظر من مهمترین دلیل رسانه‌ها هستن. به گستردگی در روزنامه‌ها و به ویژه تلویزیون، واژه‌های بیگانه به خورد مردم داده میشه و بدتر این که هیچ اراده‌ای هم برای دگرگونی در این نگرش وجود نداره؛ و فکر می‌کنم مهمترین دلیل خواست حکومت باشه و این که زبان عربی زبان دین مردم ایران و زبان مقدسیه. بر همین اساس در قانون و احکام هم که ریشه از دین گرفته، به فراوانی واژگان بیگانه وجود داره. فرض کنیم روزی قرار باشه واژه‌های مربوط به دادرسی و دادگاه و از این دست رو پاکسازی کنیم. ناممکن نیست، اما کاری بس توان‌فرساست.
همین واژگان دادگاه و دادگستری و دادرسی و ... و نیز شهرداری و دانشگاه و فرمان‌داری و ... رو هم که امروز استفاده می‌کنیم، روزگاری به جای اینها، واژگان دیگری به خوبی و به محکمی بین مردم جا افتاده بود، ولی به خواست حکومت وقت و یا به هر دلیل دیگری، اینها رواج پیدا کرد. حالا به ضرب و زور رضا خان بوده و یا هر دلیل دیگری، کار بدی صورت نگرفته و زبان رو از چندین واژه‌ی بیگانه پالایش کرده. حتا تا چند وقت پیش واژه‌ی هلیکوپتر به خوبی رواج داشت، کامپیوتر رواج داشت، اما امروز به همون خوبی و به همون محکمی، بالگرد و رایانه رواج داره و همه ازش استفاده می‌کنن. پس امکان پاک کردن این واژه‌های به خوبی جا افتاده هم هست، اگر روزی، کسی به جای تلویزیون واژه‌ی مناسبی پیشنهاد کنه، هم باید پذیرفت و هم باید استفاده کرد تا بین مردم هم جا بیافته و رواج پیدا کنه. نباید به سادگی گفت چون همه استفاده می‌کنن، پس دیگه نیازی نیست. به نظر من این جز تنبلی چیزی دیگه‌ای نیست.
از طرفی به هیچ روی پسندیده نیست که کار گذشتگان رو به سادگی نادیده بگیریم، روزگاری فردوسی بزرگ، و روزی هم دهخدا، دکتر حسابی و هزاران اندیشمند دیگه بودن که زبان ما رو از گزند بیگانه نجات دادن. چرا امروز به این اندیشه رسیدیم که کار اونها قدیمی شده و مال روزگار خودشون بوده؟ این چه تفکر اشتباه و ساده‌انگارانه‌ایه که شوربختانه بین افراد دانش آموخته و اهل اندیشه، بیشتر هواخواه داره؟
به هیچ روی پذیرفته نیست که این فکر رو بپذیریم که واژه‌ای، چون در زبان ما رواج پیدا کرده، پس دیگه پارسی شده. اون واژه برای همیشه بیگانه هست و وارداتی و به عنوان وام‌واژه ازش استفاده میشه.
کار به جایی رسیده که حتا برای واژه‌هایی که برابری هم وجود داره، از واژه‌ی بیگانه استفاده میشه. برای نمونه در برگردان‌های علمی‌تخیلی، همه از واژه‌ی سفینه استفاده می‌کنن، چرا؟ وقتی فضاپیما، فضا ناو و ... هست، چرا از واژه‌ی بیگانه‌ی سفینه استفاده میشه؟ چرا به جای منظومه‌ی شمسی از سامانه‌ی خورشیدی استفاده نمیشه؟ و خیلی چراهای دیگه از این دست. هنگامی که خودمون رو پابسته به استفاده از واژگان زبان خودمون نمی‌بینیم، نتیجه اینه که برای خوشامد خواننده و با این برهان که این واژه جا افتاده، ازش استفاده می‌کنیم. این نگرش به هیچ روی پذیرفتنی نیست.
اما در مورد وام‌واژه، برخی واژه‌ها رو از زبانی وام می‌گیریم. این کاملن طبیعیه، همه‌ی زبانها وام‌واژه دارن. در زبان انگلیسی هم از زبان پارسی وام‌واژه هست، بازار و کباب و ...؛ از عربی هست، از همه‌ی زبانها هست، به عبارتی اگر لاتین رو از انگلیسی دربیاریم، شاید چیز زیادی ازش باقی نمونه، دست کم در مورد واژگان علمی.
نکته‌ی دیگه در مورد نگارش زبان پارسی هست. بی‌گمان حرف‌ها یا نویسه‌های امروزین پارسی کاستی‌های زیادی داره، اما ما همین داشته‌مون رو هم پاسداری نمی‌کنیم. زبان ما دارای 32 نویسه هست و باید تمام واژگان رو با همین‌ها بنویسیم. مگر "بازار" که وارد زبان انگلیسی شده رو به همین ریخت و با نویسه‌ی ما می‌نویسن، با نویسه‌های زبان انگلیسی نوشته میشه. پس، در نوشتار پارسی، ء، ئ، إ، أ، ؤ، ئـ و نیز تنوین وجود نداره و هر چه که با اینها نوشته بشه اشتباهه. اگر از وام‌واژه‌ای استفاده می‌کینم، باید با نویسه‌های زبان خودمون بنویسم. همچنین باید دستور زبان خودمون رو خوب بلد باشیم. منظورم مردم کوچه بازار نیست، اصحاب رسانه در خط نخست هستن. هنگامی که در روزنامه و تلویزیون، دکتر و مهندس میگن "ورود پیدا کردن"، خب مردم عادی هم این اشتباه رو از زبان آقای دکتر و مهندس می‌شنون و می‌پذیرن و استفاده می‌کنن. هنگامی که سر در خیابون و زیرنویس تلویزیون نوشته بشه"شادی‌اش" به جای "شادیَش"، یه بچه مدرسهای هم دچار همین اشتباه خواهد شد.
بر این باورم که زبان پارسی بسیار توانمند هست. دوستی گفت شما نمی‌تونی متنی بنویسی که به تمامی پارسی باشه و همه اونو بفهمن، ولی فردوسی بزرگ بیشتر از هزار سال پیش و زمانی که زبان عربی زبان رسمی ایران بود، این کار رو بزرگوارانه به انجام رسوند. بر این باورم که باید به توانایی زبان خودمون ایمان داشته باشیم؛ و هم این که زبان عربی رو به عنوان زبان دین و زبان انگلیسی رو به عنوان زبان قالب و نیز زبان علمی جهان بپذیریم.
پس از پایان، سخن سردبیر شماره‌ی سوم فصل‌نامه‌ی "فصل و علم و خیال" رو هم بخونید.

دوشنبه 23 اسفند 1395 ساعت 07:44

با درود،

شماره‌ی پنجم فصل‌نامه‌ی "فصل‌ علم و خیال"، تقدیم به دوستان.


لینک دانلود



 


ادامه مطلب
یکشنبه 21 آذر 1395 ساعت 20:33

فصل علم و خیال، شماره‌ی چهارم

با درود،

شماره‌ی چهارم فصل‌نامه‌ی "فصل‌ علم و خیال"، تقدیم به دوستان.

لینک 1



 


ادامه مطلب
جمعه 26 شهریور 1395 ساعت 22:58

سخن سردبیر شماره سوم "فصل علم و خیال"

درود بر عزیزان. به شماره‌ی سوم رسیدیم. در این شماره در کنار داستان‌هایی خواندنی از بهترین نویسندگان علمی‌تخیلی، مقاله‌هایی هم پیرامون این گونه‌ی ادبی آمده است. همچنین دوست عزیزم جناب سعید سیمرغ هم چون گذشته و با توجه به گرفتاری‌های زیاد، کمک شایانی به این شماره کردند که از ایشان بسیار سپاس‌گزارم و نیز تبریک فراوان بابت منتشر شدن کتابی که از آسیموف ترجمه کرده‌اند با نام "برجیس را بخر!"
لازم می‌‌دانم چند نکته‌ای را پیرامون "نگارش در این مجله" توضیح دهم. از آن‌جا که در زبان پارسی، 32 حرف یا نویسه داریم، باید تمام واژگان را با همین نویسه‌ها بنویسیم. در نوشتار پارسی ء، ئ، إ، أ، ؤ، ئـ و نیز تنوین وجود ندارد و هر چه که با اینها نوشته شود اشتباه است. واژگان وارداتی و مورد استفاده را به سادگی و با 32 نویسه‌ی موجود می‌توان نوشت. برای نمونه تمام واژگانی که "عیل" دارند را لازم نیست به ریخت عربی و به صورت "ئیل" نوشت، مانند میکاعیل، اسراعیل و مانند اینها، زیرا ما "اسماعیل" را هم با همزه نمی‌نویسیم؛ و نیز می‌توان واژه‌ی "مطمئن" را "مطمعن" و "مسئولیت" را "مسعولیت" نوشت که نه در خواندن اشکالی پیدا می‌شود و هم این که واژه‌ی وارداتی را دست کم با ریخت پارسی می‌بینیم. همچنین، در میان 32 نویسه‌ی زبان پارسی، "الف مقصوره" وجود ندارد و چون بهتر است واژه‌های وارداتی را با نویسه‌ی پارسی بنویسیم، پس می‌توان "حتی" را "حتا" نوشت که خواندن این هم بدون اشکال است و زیباتر و پارسی‌تر هم هست. بی‌گمان نویسه‌های خط پارسی اشکال و ایراد زیادی دارد، اما دست کم می‌توانیم اندکی آن را زیباتر کرده و ریختش را پارسی‌تر کنیم.
هر از چند گاهی، چیزهایی به اصطلاح "مد" می‌شود. ادبیات هم از این روند به دور نیست. برای نمونه برخی اصحاب رسانه از "ورود پیدا کردن" زیاد استفاده می‌کنند. کنش‌واژه یا فعل "وارد شدن" را به همراه فعل "پیدا کردن" به کار می‌برند. مگر "وارد شدن" چه اشکالی دارد که از این واژه‌ی من درآوردی استفاده می‌شود؟ مگر "ورود" گُم شده که حالا باید آن را "پیدا کرد"؟ یا برخی به تازگی می‌نویسند "درودتان باد"! توجه بفرمایید که "تان"، ضمیر شخصی متّصل است و در دسته‌ی ضمیرهای شخصی پیوسته برای دوم شخص جمع به کار می‌رود. حالا ارتباط واژه‌ی درود به ضمیر "تان" چیست را من نمی‌دانم. مگر "درود بر شما" اشکالی دارد؟ تازه اینها نمونه‌ای است از خروارها...، وضع در شبکه‌های اجتماعی به مراتب آشفته‌تر است. در این که با پیدایش این شبکه‌ها، ریخت نوشتاری زبان دستخوش دگرگونی شده، تردید نیست. پیش از ما، زبان انگلیسی ویژه‌ای! برای این شبکه‌ها آفریده شد که اساس آن بر کوتاه‌نویسی است. اما اشکال زبان ما در این است که آن طور که نوشته می‌شود، خوانده نمی‌شود. در نتیجه همه چیز سلیقه‌ای شده است. برای نمونه برخی افراد، ضمیرهای متصل شخصی"ـَم" و "ـَت" و "ـَش" را در پایان یک واژه به صورت "ام" و "ات" و "اش" می‌نویسند که از ریشه اشتباه است. به عنوان مثال به جای این که بنویسند "پایانیَش"، می‌نویسند "پایانی‌اش" یا "سرانجام‌اش" به جای "سرانجامش" و این نکته از آن جا ناشی شده که در مواردی، "ه" ناخواندنی پایان یک واژه با افزودن ضمیر نباید زدوده شود، مانند واژه‌ها‌ی "رفته‌ام" یا "دلداده‌ام"که به اجبار و با یک نیم فاصله، "ـَم" را به صورت "ام"
در پایان می‌آوریم، اما این نکته را نباید برای همه‌ی واژه‌ها در نظر گرفت. پس "شادیَش" را "شادی‌اش" و "ردایَت" را "ردای‌ات" نوشتن اشتباه است.
شوربختانه خانه از پای‌بست ویران است. بسیاری از کسانی که ادبیات را به درستی نمی‌دانند، تحصیلات دانشگاهی دارند. یعنی کیست که امروز دانشگاه نرفته باشد. اما همین خیل دانشگاه رفتگان، تفاوت میان "گذار" و "گزار" و یا "خواستن" و "خاستن" را نمی‌دانند، یا از فعل‌های "باشیدن" و "گردیدن" و "نمایاندن" نابجا استفاده می‌کنند و یا جمع واژه‌ی اژدها را می‌نویسند اژدهاها! اشکال در نظام آموزشی کشورمان است. در تمام کشورهای پیشرفته، یکی از مهم‌ترین واحدهای درسی، ادبیات است. دانش آموزان و دانشجویان در هر ترم، چند کتاب را باید خوانده و خلاصه‌نویسی کرده و تحویل دهند. بسیاری از آنها می‌توانند پس از پایان تحصیل به یکی دو زبان دیگر هم حرف بزنند و بنویسند. در ایران از دوره‌ی راهنمایی تا پایان دانشگاه، دستور زبان پارسی و عربی و انگلیسی آموزش داده می‌شود و سرانجام هیچ کس هم در این مملکت نه پارسی را به درستی می‌داند و نه به آن دو زبان خارجی تسلط دارد. تنها کاری که از دست ما برمی‌آید همین است که دست کم در این مجله، آن چه را که به نظرمان درست است، انجام دهیم و متنی بدون اشتباه به خواننده عرضه داریم.
سردبیر

1 2 3 4 5 ... 19 >>